تبليغاتX
گوگوش ملکه ی زیبائی ها
"بانوی هزاران هزار ترانه"

اسمون روی خونم ابی نیست

شعله چراغ من ابی نیست

دیگه رنگ عاشقی تو نقاشی ابی نیست

توی جوی کوچمون اب زلال ابی نیست

ما میخوایم ابی باشیم ما میخوایم عاشق باشیم

دیگه تو دیگ سیاه خون و خشونت نجوشه

رنگ خون ابی بشه مثل تو رگ

شب ابی رنگ دریا رنگ عشق

رنگ چشم مهتاب رنگ ابی عشق

اگه تو جوی کوچه اب سیاه ابی بشه

اگه رنگ عاشقی تو نقاشی ابی بشه

قلمو وردار و یک عشق بکش

خون و از نقاشی بردار گلای ابی بکش

زه و از کمون بکش

زندونو تو اسمون ابی بکش

زندونو تو اسمون ازاد بکش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت   توسط هادی | 

 

ترانه هفته هشتم "چوب میزنی"

 

این پست همیشه در اول وبلاگ میباشد 

  در نظر سنجی شرکت کنید

  

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت   توسط هادی | 

اگه بمونی

اگه بمونی ، اگه بمونی

خورشید و از اون بالا

می یارم برات

خوب می دونی

اگه بمونی ، اگه بمونی

می بندم یه دستبند بلور

از اشک گرم و پرنور

دور دست های پر از غرور

می گیرم عکس ماهو از آب

از ، لبام تنگ شراب

هدیه می یارم برات تو خواب

پر می شه صحرا از شقایق ها

می ره از چشمونم ابر سیاه

اگه بمونی ، اگه بمونی

اگه نمونی ، اگه نمونی

یب میآد ، نور اسیره

پونه می میره ، دل می گیره

اگه نمونی ، اگه نمونی

می میره ستارم ، توهوا

روز می شه سرد و سیاه

گریه می کنن باز پریا

چشمامو می دم به ماهی ها

دستامو می دم به دریا

می رم از چشم تنگ دنیا

ماهی عشقم می شینه به خاک

از روی دنیا نامم می شه پاک

اگه نمونی ، اگه نمونی ، اگه نمونی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت   توسط هادی | 

 

شناسنامه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت   توسط هادی | 

برای دیدن عکسها با سایز بزرگ کلیک کنید

  

 

  

منبع : گوگوش تی وی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت   توسط هادی | 

من و تو

من و تو با هميم امادلامون
خيلي دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ كدوم حرفي
كه بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون
خيلي وقته سوت وكوره
من و تو من و تو من و تو
هم صداي بي صداييم
با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه هاييم
هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شبها
قصه گفتيم از قديما
يه عمر وعده ها افتاده
از امشب به فردا
تمام وعده ها رو
داديم و حرفارو گفتيم
ديگه هيچي نمي مونه
براي گفتن ما
من و تو من و تو من و تو
هم صداي بي صداييم
با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه هاييم
هم صداي بي صداييم

گلاي سرخمون پوسيده موندن
توي باغچه
ديگه افتاده از كار
ساعت پير رو تاقچه
گلاي قالي رنگ زرد
پاييزي گرفتن
اونام خسته شدن از حرف
هر روز تو و من
من و تو من و تو من و تو
هم صداي بي صداييم
با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه هاييم
هم صداي بي صداييم
من و تو من و تو من و تو
من و تو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت   توسط هادی | 

بمان

بمان برای من بمان دو چشمت آسمان من
ببين ترانه ي وفا نشسته بر لبان من
بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر
سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر


بيا كه با تو زنده ام اميد و آرزوي من
ببين كه بي تو خسته ام بيابيا به سوي من
بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر
سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر


بمان براي من بمان اميد دلنواز من
بگو به من بگو به من چرا تو خسته اي ز من
بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر
سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر


در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام
رها مكن دل مرا بيا كه دل شكسته ام
بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر
سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت   توسط هادی | 

ماه پیشونی

توی گسترده ی رویا 

 ای سوار اسب ابلق
دنبال کدوم مسیری

توی تاریکی مطلق

ای به رویا سرسپرده

با توام ای همه خوبی
راهی کدوم دیاری آخه

 با این اسب چوبی؟

با توام ای که تو فکرت .
با هر عشق و با هر اسمی
رهسپار فتح قلب .
ماه پیشونی طلسمی

توی دستای نجیبت

 عکس ماه پیشونی داری
واسه پیدا کردن جاش

 دنیا رو نشونی داری

ماه پیشونی تو قصه .
فکر بیداری تو خوابه
خورشید هفت آسمون نیست .
عکس خورشید توی آبه

از خواب قصه بلند شو .
اسب چو بیتو رها کن
ماه پیشونی مال قصه است .
مرد من منو صدا کن
اگه از افسانه دورم

اگه ماه پیشونی نیستم
اگه با زمین غریبه

اگه آسمونی نیستم
واسه خواب خستگیهات .
مثل یک قصه لطیفم
به صداقت تو مومن .
مثل قلب تو شریف

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت   توسط هادی | 

با هم

با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم


بتازه غصه تا میخواد بتازه
نسازه روزگار با ما نسازه
شب و روز طعنهء دشمن دوباره
بباره از در و دیوار بباره
گاه هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم


با هم میشه مثل ماه درخشید
میشه به زمین ستاره بخشید
با هم میشه تو روزای ابری
از گم شدن خورشید نترسید
با هم میشه آفتاب رو صدا کرد
خاک رو معتبر مثل طلا کرد
با هم میشه سنگ بی صدا رو
با ناز ترانه آشنا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم
با هم پشت ما کوهه
نمی ترسیم، نمی افتیم، نمی بازیم
این آواز نمیمیره تا وقتی که هم آوازیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت   توسط هادی | 

ستاره ای ستاره

ستاره آی ستاره
چشام اشکی نداره
دیگه پیداش نمیشه
نمیادش دوباره
دیگه دوستم نداره
من و تنها میذاره

آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره

خدایا اون و با عشق و محبت آشنا کن
به درد این دل دیوونه ی من مبتلا کن
بیا بنشون گل مهر و وفا رو توی سینه ش
من و از دست دلتنگی و تنهایی رها کن

آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره

اگه عشقی نباشه
دلی رسوا نمیشه
دل پاک مثل شیشه
دیگه پیدا نمیشه
دیگه دنیا ستاره
برام دنیا نمیشه

آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت   توسط هادی |